محمد مفيد مستوفى بافقى

327

جامع مفيدى ( فارسى )

مراجعت فرمود و در خطهء بهشت منزلهء يزد رحل اقامت انداخته چندگاه به قلم دانش نقش افاده بر صحيفهء خاطر طلبه مىنگاشت تا در شهور سنهء « 1 » [ 253 ب ] توجه به صوب عالم آخرت نمود و دو پسر خجسته سير يادگار گذاشت : ميرزا محمد نصير و ميرزا وجيه الدين ، و اين دو جوان فضيلت نشان به لطف طبع و صفاء ذهن و اخلاق حميده و اطوار پسنديده موصوف و معروف‌اند . و ميرزا محمد نصير در سنهء ثمان و سبعين و الف مستوفى موقوفات سركار مشايخ عظام كرام دادائيه عليه الرحمة و التحية گشته مدت سه چهار سال در آن امر اشتغال داشت . افادت‌پناه جامع الاوصافى حاجى محمد تقى استيفاجى آن‌جناب به صفت ورع و پرهيزگارى و وقوف و كاردانى در امور دنيوى اتصاف دارد و به زيور حسن خلق كه نوريست از انوار حكمت الهى و سرّى از اسرار عزت پناهى كه بدان نور شريف ديدهء بصيرت منور گردد ، آراسته . از بدايت حال تا اين‌زمان كه سن شريفش از خمسين سنه تجاوز نموده اوقات با بركات به تحصيل علوم و به اكتساب كمالات مصروف داشته در خيرخواهى [ 254 الف ] عباد اللّه و كلمة الحق خود را معاف نداشته ، و از گفتار و كردارش بوى نفاق به مشام اولو الالباب نرسيده ، بلكه پيوسته نقش خيرخواهى كافهء برايا بر ضمير منير نگاشته رعايت و مراقبت همگنان را واجب و لازم ميداند . لاجرم ارباب جاه و جلال به صحبتش راغب و اهل فضل و كمال به مجالستش مايل و عجزه و زيردستان به ديدارش خرسنداند « 2 » ، شعر : هرچند فكر ميكنم از هرچه در جهان * نام نكوست حاصل ايام آدمى « 3 » و چون ميداند كه ملاحظهء ديانت لازمست و ديانت محافظت امانتيست كه ميان بنده و خداوندست و كسى بر آن اطلاع نيابد مگر بعد از اظهار آن ، و صيانت

--> ( 1 ) - در اصل سفيدست ( 2 ) - اصل : خورسنداند ( 3 ) - نسخهء وزيرى : زندگى